تبليغاتX
عشق

عشق

درد دل عاشقان

زندگی وقتی لذت بخش است که در آن لذات کوچک و عشق های

 کوچک وجود داشته باشد و همین چیزهای کوچک است که ما را به

 زندگی پای بند می کند...(مترلینگ)

+ نوشته شده در  جمعه 6 دی1387ساعت 19:11  توسط reza  | 

دور از این شهر مرا هم نفسی نیست فریاد زدم از دل که فریاد رسی نیست...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 دی1387ساعت 18:34  توسط reza  | 

مهم نیست که در زندگی انسان مهمی باشیم...

                                   مهم آن است که در زندگی انسان با ارزشی باشیم...

 

ارزش عمیق هر کس به حرفهای است که برای نگفتن دارد...(دکتر شریعتی)

+ نوشته شده در  جمعه 6 دی1387ساعت 18:30  توسط reza  | 

قبل از هر علم و تخصصی انسان بودن مهم است(ژان ژاک رسو)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 13:11  توسط reza  | 

۱:کسی که بخاطرش جان بدهید

۲:بیش از آنچه مراقب خود باشیدمراقب کس دیگری باشید

۳:بیش از هر چیزی برایتان اهمیت داشته باشد

۴:اتحاد کامل دو روح

۵:خانواده

۶:دوستی

۷:تفاهم و درک متقابل

۸:کسی که در روز های سختی باعث خنده و شادی شما شود

۹:حقیقت جاری زندگی

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 15:13  توسط reza  | 

شاگردی از استادش پرسید:عشق چیست؟استاد گفت:به گندم زار برو وپر بارترین خوشه را بیاور اما به یاد داشته باش که هرگز نمی توانی به عقب برگردی و خوشه ای بچینی!!!!!!!!!!!شاگرد به گندم زار رفت  و پس از مدت زمان بسیار طولانی بازگشت.استاد از وی پرسید:چه آوردی؟شاگرد با حسرت جواب داد :هیچ!هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پر پشت ترین خوشه ها تا انتها رفتم اما خوشه ای نچیدم!!!استاد گفت:عشق یعنی همین.   شاگردپرسید:پس ازدواج چیست؟ استاد گفت:به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!!! شاگرد به جنگل رفت وپس از مدت زمان بسیار کوتاهی بازگشت.استاد از وی پرسید چه شد؟ شاگرد در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را دیدم انتخاب کردم و با خود آوردم زیرا ترسیدم اگر جلوتر روم باز هم دست خالی باز گردم. استاد گفت: ازدواج یعنی همین ْ!!!!!!!!!!!!!!                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                      

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 15:27  توسط reza  | 

خداوندا ببخشا آن گناهانی را که باعث شد دعایم بی اثر گردد.........
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 14:55  توسط reza  | 

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون اینکه متوجه شود از مقابل مرد عبور کرد.و مرد نمازش را قطع کرد و داد زد :هی....!چرا بین من و خدایم فاصله اندختی؟مجنون به خود آمد و گفت:من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم!تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه دیدی که من بین تو و خدایت فاصله اندختم؟!!......
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 14:42  توسط reza  | 

     برای فهمیدن ارزش ده سال :از زوج ها ی تازه طلاق گرفته بپرس.برای فهمیدن ارزش ۴سال: از فارغ التحصیلان دانشگاه بپرس.

برای فهمیدن ارزش ۱سال:از دانش آموزی که در امتحانات آخر سال رد شده بپرس.برای فهمیدن ارزش ۹ماه :از مادری که نوزاد مرده به دنیا آورده بپرس.برای فهمیدن ارزش ۱ماه:از مادری که نوزاد زود رس به دنیا آورده بپرس.برای فهمیدن ارزش ۱هفته:از کسی که منتظر جمعه است بپرس.برای فهمیدن ارزش ۱ساعت:از عشاقی که در انتظار هم به سر میبرند بپرس.برای فهمیدن ارزش ۱دقیقه:از شخصی که قطار را از دست داده بپرس.برای فهمیدن ارزش ۱ثانیه:از باز مانده ی ۱تصادف بپرس.برای فهمیدن ارزش یک دهم ثانیه: ازاز شخصی که در المپیک مدال نقره بدست آورده بپرس.برای فهمیدن ارزش یک دوست:از کسی که آرا از دست داده یپرس.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 15:57  توسط reza  | 


صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست
بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست

دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظیم
ور نسازد می‌بباید ساختن با خوی دوست

گر قبولم می‌کند مملوک خود می‌پرورد
ور براند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست

هر که را خاطر به روی دوست رغبت می‌کند
بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست

دیگران را عید اگر فرداست ما را این دمست
روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست

هر کسی بی خویشتن جولان عشقی می‌کند
تا به چوگان که در خواهد فتادن گوی دوست

دشمنم را بد نمی‌خواهم که آن بدبخت را
این عقوبت بس که بیند دوست همزانوی دوست

هر کسی را دل به صحرایی و باغی می‌رود
هر کس از سویی به دررفتند و عاشق سوی دوست

کاش باری باغ و بستان را که تحسین می‌کنند
بلبلی بودی چو سعدی یا گلی چون روی دوست

سعدی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 16:49  توسط reza  | 

 

از گناه تنفر داشته باش نه از گناهكار. گاندى

از كسانى كه با شما مخالف هستند نترسيد، از كسانى بترسيد كه با شما موافق هستند ولى آن قدر جرأت ندارند كه عدم موافقت خود را آشكارا به شما بگويند. ناپلئون

از زندگى خود لذت ببريد، بدون آن كه آن را با زندگى ديگران مقايسه كنيد. كندورسه

یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست . اورود

 اساس خوشبختى هاى مادى بر اعداد و ارقام بنا شده است. بالزاك

استعداد بزرگ بدون اراده ى بزرگ وجود ندارد. بالزاك

 اشتباه را تصحيح نكردن خود اشتباه ديگرى است. كنفوسيوس

پرتگاه می تواند به وجدآورنده روان و یا کشنده جسم باشد . اورود

اشخاصى كه نمى توانند ديگران را ببخشند، پل هائى را كه بايد از آن عبور كنند، خراب مى نمايند. هربرت اسپنسر

اشك هاى ديگران را مبدل به نگاه هاى پر از شادى نمودن، بهترين خوشبختى هاست. گوتاما بودا

 آنان كه گذشته را بخاطر نمى آورند محكوم به تكرار آنند. سانتايانا

آرزوهايت را در آسمان بجوى، محبوبت را به تو خواهد داد. جبران خليل جبران

 آرزو يك خوشبختى بزرگتر، پيوسته ما را از لذت خوشبختى كه از آن بهره منديم باز مى دارد. ژاك دوال

آزادى متعلق به يك نفر نيست، مال همه است. هربرت اسپنسرچ

آن چه بار زندگى را بر دوش ما سنگين تر مى سازد، عموما زياده روى در خود زندگى است. ژان ژاك روسو

آن چه ما به نام مرگ مى خوانيم يك زندگى است كه هنوز نتوانسته ايم چگونگى آن را بفهميم.  موريس مترلينگ

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 1:17  توسط reza  | 

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 1:15  توسط reza  | 

 

 ما را سر سوداي كسي ديگر نيست

 در عشق تو پرواي كسي ديگر نيست

جز تو دگري جاي نگيرد در دل 

دل جاي تو شد جاي كس ديگر نيست

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 1:13  توسط reza  | 

  • اينم يه جور تعريف از عشقه!!

    عشق یعنی سوختن ها از درون

     

    عشق یعنی از سوختن تا ساختن

     

    عشق یعنی عقل و دین را باختن

     

     عشق یعنی دل تراشیدن ز گل

     

    عشق یعنی گم شدن در باغ دل

     

     

     

    عشق یعنی میستایم من تو را

     

    عشق یعنی در پی تو دربه در

     

     عشق یعنی یک بیابان دردسر

     

     عشق یعنی با تو آغاز سفر

     

     عشق یعنی قلبی آماج خطر

     

     

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 1:4  توسط reza  | 

 

                                                     

                                                  جاده عشق

 

از كودكي هميشه رؤياي عاشق شدن داشتم بهش فكر ميكردم ،باهاش تو خلوت دلم حرف ميزدم ،،،،، تا اينكه روزي با پاهاي لرزان در جاده اي قدم نهادم. آرام آرام قدم بر ميداشتم انگار چيزي مرا به سوي خود مي كشيد دلم مي خواست هرچه زودتر به آخر جاده برسم تا بدانم مقصد كجاست و ته اين جاده چه كسي را مي يابم. همچنان به راهم ادامه مي دادم كه ناگه كسي را ديدم كه انگار برامم آشنا بود،جلوتر كه رفتم ديدم آره همان بازيگر نقش اول رؤياهاي كودكيم بود، احساس كردم اون هم منو ميشناسه ولي سلام سالها مانده تو گلوم را مثل غريبه ها جواب داد. ولي انگار در آن جاده منتظر من مونده بود.از او پرسيدم در اين جاده منتظر كسي هستي؟ گفت روزهاست كه در اين جاده منتظرم. روزي نداي در وجودم به صدا در آمد و گفت اي منتظر تنها، بدان و آگاه باش كه روزي در اين جاده كسي خواهد آمد كه تو به دنبال او ميگردي و او را فقط در اين جاده پيدا ميكني و حال من تو را يافتم.دستانم را فشرد ديگر دست و پايم نمي لرزيد، ديگر در دلم آشوب و غوغا نبود آرام،آرام بودم،همچون درياي كه وقتي آرام است تنها كارش بوسه زدن به ساحل است و بس. كنار هم قدم بر داشتيم، انگار كسي را كه در آن جاده به دنبالش بودم پيدا كردم. از قدماش معلوم بود كه خيلي خسته بود،چشماش از شبهاي تنهايش و از سالها باراني بودنش ناله ميكرد،انگار ريشه هاي قلبش داشتن ميخشكيدن،هر چه از شورو شوقم ميگفتم با سكوتي پر معنا جوابم ميداد،بعده سكوتي سنگين لب باز كرد و تمام سالهاي تنهايي و انتطار و سختي را با اين جمله بهم گفت((خيلي منتظرت بودم، دير آمدي،ولي به هرحا ل آمادي) ) با شنيدن اين جمله همه شور و شوق و خنده هام مردن و بي كفن خاك شدن جاشون را شبهاي باراني گرفت،،،و اين شد جواب من به هر سؤالش(اي كاش زودتر آمده بودم......................) نمي دانم چگونه .... اما فهميدم عشقي را كه سال ها به دنبالش بودم پيدا كردم.آري انگار كسي بود كه دوستش دارم آري فهميدم كه يكديگر را دوست داريم.دوستي و دوست داشتني كه لطافت و نرمي آن مانند گل هاي بهاري و استواري و محكمي آن مانند كوههاي سخت و محكم است كه هيچگاه فرو نمي ريزد.  

از او پرسيدم نام اين جاده چيست؟ گفت جاده عشق...................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 0:47  توسط reza  | 

 

 

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت و ز بستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست تا درنگرد که بی تو چون خواهم خفت
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 21:21  توسط reza  | 

 

              

·   آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

                                     بی وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 20:58  توسط reza  | 

سلام به وبلاگ عشق خوش آمدين
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 19:3  توسط reza  |